آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٠ - مبحث معرف و شرط آن
اينستكه بر يكديگر قابل حمل و صدق باشند .
سپس مرحوم محشّى ميفرمايند :
علاوه بر اين شرط كه بين ايشان لازم است تساوى باشد شرط ديگرى لازم المراعاة است و آن اينكه معرِّف در نظر عقل بايد از معرَّف اعرف و اجلا باشد نه اخفاى از آن و نه از حيث ظهور و خفا مساوى با هم زيرا همانطوريكه قبلا گفته شد معرِّف معلوم تصوّرى است كه وظيفهاش ايصال به مجهول تصوّرى است و پرواضح است كه در غير صورت اعرف بودن اين امر از آن ساخته نيست .
متن : و التعريف بالفصل القريب حدّ و بالخاصّة رسم، فان كان مع الجنس القريب فتامّ و الّا فناقص، و لم يعتبروا بالعرض العام.
و قد اجيز فى النّاقص ان يكون اعم كاللّفظى و هو ما يقصد به تفسير مدلول اللّفظ.
ترجمه : تعريف نمودن چيزى بواسطه فصل قريبش را حدّ و به عرضه خاصّهاش را رسم گويند . حال اگر هركدام از ايندو با جنس قريب همراه باشند به حدّ تامّ و رسم تامّ موسوم بوده و در غير اينصورت ناقص ناميده ميشوند .
ناگفته نماند كه عرض عامّ را علماء اعتبار و ملاحظه ننمودهاند .
و گاهى اجازه داده شده كه در رسم ناقص از عرض عام استفاده كنند همانطوريكه در تعريف لفظى آنرا بكار برند .
و مقصود از تعريف لفظى آنستكه بواسطهاش مدلول و معناى لفظى را تفسير مىكنند .
حاشيه : قوله : بالفصل القريب حدّ :
التّعريف لا بدّ ان يشتمل على امر يخصّ المعرّف و يساويه بناء على ما سبق من اشتراط المساوات فهذا الامر، ان كان ذاتيّا كان فصلا قريبا و
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص