آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧١ - حد و رسم و تقسيم آندو
ان كان عرضيّا كان خاصّة لا محاله .
فعلى الاوّل المعرّف يسمّى حدّا و على الثّانى يسمّى رسما .
ثمّ كلّ منهما ان اشتمل على الجنس القريب يسمّى حدّا تامّا و رسما تامّا و ان لم يشتمل على الجنس القريب سواء اشتمل على الجنس البعيد او كان هناك فصل قريب وحده او خاصة وحدها يسمّى حدّا ناقصا و رسما ناقصا .
هذا محصّل كلامهم و فيه ابحاث لا يسعها المقام .
ترجمه :
حدّ و رسم و تقسيم آندو
در هر تعريفى بناچار لازم است از امرى كه « معرَّف » را تميز داده و با آن مساوى باشد چنانچه قبلا گفتيم شرط صحّت تعريف آنستكه « معرِّف » با « معرَّف » مساوى باشد .
مثلا در تعريف انسان كه مىگوئيم حيوان ناطق، كلمه ناطق امرى است مساوى با انسان و مميّز او از جميع اغيارش .
و بهر تقدير امرى كه ذكر شد از دو حال خارج نيست .
الف : آنكه امرى خارج از ذات « معرَّف » و عارض بر آن است و بآن عرض خاصّه گويند .
ب : آنكه داخل در ذات و جزئى از آن ميباشد و بآن فصل قريب گويند .
اگر در تعريف از امر اوّل استفاده شود و بآن رسم و در صورتيكه فصل قريب در آن باشد حدّ نام دارد .
حدّ در صورتيكه با جنس قريب همراه باشد مانند حيوان ناطق در تعريف انسان بآن حدّ تام گويند . چنانچه اگر عرض خاصّ را با جنس قريب مقرون نمايند نظير حيوان ضاحك در تعريف انسان بآن رسم تامّ گويند . ولى اگر با هركدام از فصل قريب و عرض خاصّه جنس قريب
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص