آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٨ - مناط و شرط در تناقض
مذكور مىبايد در جهت نيز با هم مختلف باشند زيرا دو قضيّهايكه هردو جهتشان « ضرورت » است چه بسا كاذب هستند چنانچه در دو قضيّه ذيل چنين مىباشد :
همه انسانها بالضّرورة نويسنده مىباشند و هيچ انسانى بالضرورة نويسنده نيست .
و در قبال آن چه بسا ديده شده دو قضيّهايكه هردو جهتشان « امكان » است صادقند مانند دو قضيّه زير :
همه انسانها ممكن است نويسنده باشند و هيچ انسانى ممكن است نويسنده نباشند .
حاشيه : قوله : و الاتّحاد فيما عداها :
اى و يشترط فى التناقض اتّحاد القضيّتين فيما عدا الامور الثلاثة المذكورة اعنى الكمّ و الكيف و الجهة و قد ضبطوا هذا الاتّحاد فى ضمن الاتّحاد فى امور ثمانية قال قائلهم فى الشّعر :
|
در تناقض هشت وحدت شرط دان |
وحدت موضوع و محمول و مكان |
|
|
وحدت شرط و اضافه، جزء و كلّ |
قوّه و فعل است و در آخر زمان |
ترجمه : مرحوم محشّى در ذيل عبارت مصنّف كه ميگويد « و الاتّحاد فيما عداها » مىفرمايد :
مقصود اينستكه در تناقض بين دو قضيّه شرط است كه در غير سه امر ياد شده يعنى « كمّ - كيف - جهت » با هم متّحد باشند و اين امور را در هشت تا منحصر نموده كه شاعر پارسى آنرا در نظم آورده كه در كلام محشّى ذكر شد و تفصيل آنها چنين است :
١- اتّحاد در موضوع مثل اينكه بگوئيم : زيد نويسنده است و زيد نويسنده نيست چه آنكه اگر در قضيّه دوّم بجاى « زيد » عمرو قرار داده شود
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص