آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٦ - مبحث تناقض
فقد علم انّ القضيّتين لو كانتا محصورتين يجب اختلافهما فى الكمّ كما سيصرّح به المصنّف .
ترجمه : مرحوم محشّدر ذيل عبارت مصنّف يعنى « بالعكس » ميفرمايد :
مقصود از اين عبارت آنستكه : و همچنين در تناقض بايد از كذب هريك از دو قضيّه ذاتا صدق ديگرى لازم بيايد .
و باين قيد خارج شد اختلاف بين دو قضيّه كليّه كه يكى موجبه و ديگرى سالبه است چه آنكه اين اختلاف را تناقض نگويند بدليل اينكه گاهى هردو كاذب هستند مثل دو قضيّه ذيل :
هيچ حيوانى انسان نيست و هر حيوانى انسان است .
و پرواضح است كه هردو كاذب و غير صحيح است .
در نتيجه بايد گفت بين دو قضيه موجبه كليّه و سالبه كليّه تناقض تحقّق ندارد .
و از شرحيكه تا باينجا داده شد معلوم ميشود كه دو قضيّه محصوره زمانى بينشان تناقض وجود پيدا ميكند كه هم اختلاف بحسب كيف ( سلب و ايجاب ) با هم داشته و هم باعتبار كمّ ( كلّيت و جزئيّت ) چنانچه مصنّف در عبارات بعدى بآن تصريح نموده و شرحش انشاء اللّه عنقريب مىآيد .
متن : و لا بدّ من الاختلاف فى الكمّ و الكيف و الجهة و الاتّحاد فيما عداها.
ترجمه : در تحقّق تناقض بين دو قضيّه بناچار لازم است ايندو با هم در كمّ و كيف و جهت اختلاف داشته و در غير اين سه امر با يكديگر متّحد باشند .
حاشيه : قوله : و لا بدّ من الاختلاف :
اى يشترط فى التناقض ان يكون احد النقيضين موجبة و الآخر سالبة، ضرورة انّ الموجبتين و كذا السالبتين قد يجتمعان فى الصّدق و
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص