آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٩ - اقسام عرض
انسان خارج از حيوان و اخصّ از آنست .
٣- آنكه بر معروض بواسطه امرى عارض شود كه واسطه خارج و مباين با معروض باشد مانند عروض حركت بر جالس كشتى بواسطه كشتى كه كشتى از جالس خارج و با آن مباين است .
تبصره :
در سه قسم اوّل و سه قسم ثانى بين ارباب دانش اتفاق است كه آنها عرض ذاتى و اينها عرض غريبند، يكقسم ديگر از عرض هست كه مورد اختلاف مىباشد و آن اينستكه عرض بر معروض بواسطه جزء اعم از آن عارض گردد نظير عروض مشى بر انسان بواسطه حيوان .
و از عبارت محشى ( ره ) چنين استفاده ميشود كه اينقسم بعقيده ايشان از اعراض غريبه است زيرا عرض ذاتى را منحصر در عارض بدون واسطه يا با واسطهايكه مساوى با معروض است باعم از اينكه داخل يا خارج از معروض باشد دانست قهرا اينقسم كه واسطه جزء اعم از معروض است داخل در اعراض غريبه ميشود .
قوله : ما يبحث فيه :
ضمير « فيه » به علم راجع است .
قوله : عن عوارضه :
ضمير در « عوارضه » به موضوع عائد است .
قوله : امّا اوّلا و بالذات :
يعنى بدون واسطه .
قوله : اللّاحق للانسان :
يعنى عارض بر انسان .
قوله : ثمّ ينسب عروضه الى الانسان بالعرض و المجاز :
يعنى سپس عروض ضحك را بطور اسناد مجازى و عرضى به
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص