آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٠٢ - اثبات خاصتين موجبه جزئيه از طريق دليل افتراض
د ليس ب بالفعل پس صادق است بگوئيم بعض ما ليس ب بالفعل ج است و اين قضيّه ملزوم لا دوام عكس مىباشد زيرا لازمه اثبات نفى نفى است و چون در لا دوام عكس چنين حكم نموديم كه بعضى از ليس ب اينطور نيست كه ليس ج باشند لاجرم ملزوم آن اينستكه بگوئيم پس بعضى از ليس ب ج هستند و بهر تقدير بعد از اين مقدمه مىگوئيم :
د ليس ج ماداميكه ليس ب است و اين جزء اوّل عكس است حال اگر اين قضيّه صادق نباشد بايد بگوئيم : د ج است در برخى از اوقات ب نبودنش و در نتيجه بايد حكم كنيم د ب نيست در بعضى از اوقات ج بودنش و دليل آن در استدلال قبل گذشت و گفتيم وقتى دو صفت بطور مقارن براى ذاتى ثابت هستند لاجرم هريك بطور اجمال در زمان ثبوت ديگرى براى ذات تحقّق دارد و در هرحال نتيجه اين شد كه د ليس ب فى بعض اوقات كونه ج در حاليكه اين نتيجه خلاف فرض است زيرا فرض در اصل قضيّه اين بود ك « د » يعنى « ج » ماداميكه ج هست ب نيز ميباشد پس در نتيجه بايد بگوئيم اين قضيّه يعنى :
بعض ما ليس ب و هو د ليس ج مادام ليس ب صادق است كه جزء اوّل عكس و مطلوب ما است پس عكس نقيض با هردو جزئش بدين وسيله ثابت گرديد .
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص