آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩ - كلام مصنف در حاشيه كشاف و دفع اعتراض مرحوم محشى
ولى خطيب و ديگران گفتهاند : كنايه عبارتست از ذكر ملزوم و اراده لازم بنابراين محشى ميفرمايند كلمه « سواء الطريق » در اينجا از همين باب است زيرا لازمه وسط بودن و داشتن تعادل اينستكه طريق موصوف بآن حتما مستوى و مستقيم باشد پس ذكر ملزوم شده و از آن لازمهاش كه « مستقيم بودن » باشد اراده شده است .
قوله : ثمّ المراد به امّا نفس الامراه :
حاصل مراد محشى ( ره ) اينست كه در « سواء الطريق » دو احتمال است :
الف : بگوئيم مقصود مصنّف از آن مطلق واقع و مجرّد حقيقت است چه شريعت اسلام و چه غير آن .
ب : ملتزم شويم كه خصوص شريعت مستوى و طريق مستقيم اسلام ميباشد .
ولى نظر باينكه اين عبارات در خطبه كتاب بعنوان براعت و استهلال كتاب ايراد شدهاند و كتاب نيز مشتمل بر دو بخش منطق و كلام بوده و بديهى است كه كلام اگر چه بر نهج قانون اسلام بحث مينمايد ولى منطق اختصاص بشريعت مقدّسه نداشته بلكه نظر بمطلق واقع دارد لاجرم جهت تأمين شدن و تناسب داشتن براعت و استهلال با هردو بخش كتاب اولى اينستكه مصنّف از آن احتمال اوّل را اراده نموده باشد .
قوله : اى وسطه :
ضمير به « طريق » راجعست .
قوله : و هذا كناية اه :
مشار اليه « هذا » تفسير « سواء » به وسط است .
قوله : اذ هما متلازمان :
مقصود از « هما » سواء الطريق و طريق مستقيم ميباشد .
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص