آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٤٩ - پنجم از اجزاء علم
چنانچه در مقدّمه علم منطق بحثى دارند كه آيا علم ميزان از جنس علوم حكمى است يا از غير آن بحساب مىآيد .
سپس گفتهاند : اگر در تفسير حكمت بگوئيم : عبارتست از علم باحوال اعيان موجودات و حقيقت آنها بآنطوريكه در واقع و نفس الامر مىباشند بقدرى كه طاقت و استعداد بشرى اجازه مىدهد قطعا منطق از علوم حكميه بحساب نمىآيد زيرا مباحث منطقى صرفا از مفهومات و موجودات ذهنى است كه باعث رسيدن به تصوّرات و تصديقات غير معلوم ميشوند بدون اينكه كوچكترين تعرّضى نسبت به ماهيّت و حقيقت اشياء در آن باشد .
و امّا اگر كلمه « اعيان » را از تعريف حكمت حذف كرده و بگوئيم :
حكمت عبارتست از علم باحوال موجودات بآنطوريكه هستند بمقدارى كه طاقت و استعداد بشرى مقتضى است ميتوان طبق اين تعريف منطق را داخل در علم حكمت دانست .
لازم بتوضيح است بفرض آنكه منطق از حكمت محسوب شود، از قسم حكمت نظرى كه بحثش از موجوداتى است كه وجودشان بقدرت و اختيار ما نيست مىباشد .
حال اينكه آيا منطق از اصول حكمت نظرى بوده يا جزء فروع حكمت الهيّه مىباشد شرح و تفصيلش مناسب با اينجا نبوده و در جاى ديگرى مىبايد از آن صحبت شود .
حاشيه : قوله : فى اىّ مرتبة هو :
كما يقال انّ مرتبة المنطق ان يشتغل به بعد تهذيب الاخلاق و تقوية الفكر ببعض الهندسيات و ذكر الاستاد فى بعض رسائله انّه ينبغى تأخيره فى
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص