آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٠٧ - تحقيق در الفاظ تعريف قياس
شرح : قوله : و القول يشمل المركبات الخ :
يعنى كلمه « قول » در عبارت مصنّف جنس تعريف بوده از اينرو مطلق مركبات چه تامّه و چه غير تامّه را شامل ميشود و تفصيل تامّه و غير آن سابقا گذشت .
قوله : و بقوله : مؤلّف من قضايا :
يعنى هركدام از « مؤلّف » و « من قضايا » فصلى هستند كه غيرى را از تعريف خارج مىكنند . مثلا بقيد « مؤلف » مركب غير تام و بقيد « من قضايا » مركّب تامّى كه واحد باشد خارج ميگردد اگر چه لازمه آن قضيّه ديگرى يعنى عكس يا نقيض عكسش باشد ولى معذلك بآن قياس نگويند .
قوله : امّا البسيطه فظاهر :
تفصيل كلام ما قبل است و حاصلش اينستكه :
گفتيم بقيد « قضايا » قضيّه واحده خارج شد اگر چه مستلزم عكس و نقيض عكس باشد و جهتش اينستكه سابقا ذكر شد قضايا بر دو قسم هستند : موجّهه و مطلقه .
و موجّهه نيز خود بر دو نوع است : بسيطه و مركّبه .
بسيطه خود داراى هشت فرد است ( ضرويه مطلقه، مشروطه عامه، وقتيه مطلقه، منتشره مطلقه، دائمه مطلقه، عرفيه عامه، ممكنه عامه ).
و مركّبه نيز داراى هفت فرد است ( مشروطه خاصه، عرفيه خاصه، وقتيّه، منتشره، وجوديه لا ضروريه، وجوديّه لا دائمه، ممكنه خاصّه ).
و تفصيل هريك از بسيطه و مركّبه قبلا گذشت .
حال گوئيم : قضاياى بسيطه اگر چه مستلزم عكس مستوى هم باشند ولى معذلك اصل و عكس هردو يك قضيه مىباشند مثلا در قضيّه :
« كلّ كاتب متحرّك الاصابع بالضّرورة مادام كاتبا » كه مشروطه
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص