تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٩ - تفسير وارثان حقيقى ميراث انبياء
مىگويد: ما خَلَقَ اللَّهُ ذلِكَ إِلَّا بِالْحَقِ" خداوند اين موجودات (خورشيد و ماه و منازل آنها) را جز به حق نيافريده (يونس- ٥).
" سوم" به اعتقاداتى كه مطابق واقعيتهاست حق گفته مىشود فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِ" خداوند مؤمنان را به سوى آنچه از حق اختلاف كرده بودند رهنمون شد" (بقره- ٢١٣).
" چهارم" به سخنان و افعالى كه بر طبق وظيفه و در وقت مقرر انجام مىشود نيز حق گفته مىشود، همانگونه كه مىگوئيم:" سخن تو حق است و كردارت حق" [١] بنا بر اين حق بودن قرآن مجيد هم از اين نظر است كه سخنى است مطابق مصالح و واقعيتها، و هم از اين نظر كه عقائد و معارف موجود در آن با واقعيت هماهنگ است، و هم كار خداوندى است كه آن را بر اساس حكمت آفريد و خود خداوند كه عين حق است در آن تجلى كرده و عقل چيزى را كه حق و واقعيت است تصديق مىكند.
جمله" مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ" دليل ديگرى بر صدق اين كتاب آسمانى است چرا كه هماهنگ با نشانههايى است كه در كتب پيشين در باره آن و آورندهاش آمده است (در اين زمينه بحث مشروحى ذيل آيه ٤١ از سوره بقره آوردهايم) [٢] جمله" إِنَّ اللَّهَ بِعِبادِهِ لَخَبِيرٌ بَصِيرٌ" بيانگر علت حقانيت قرآن و هماهنگى آن با واقعيتها و نيازها است، چرا كه از سوى خداوندى نازل شده كه بندگان خود را به خوبى مىشناسد و نسبت به نيازهايشان بصير و بينا است.
در اينكه فرق ميان" خبير" و" بصير" چيست؟ بعضى گفتهاند" خبير" به معنى آگاهى از بواطن و عقائد و نيات و ساختمان روحى انسان، و" بصير"
[١]" مفردات" راغب ماده" حق".
[٢] به جلد اول صفحه ٢١٠ به بعد مراجعه شود.