تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٥ - تفسير تو مبعوث براى همه جهانيان هستى!
ساعَةً وَ لا تَسْتَقْدِمُونَ).
اين مخفى ماندن تاريخ قيام قيامت- حتى بر شخص پيامبر اسلام- چنان كه قبلا هم اشاره كردهايم به خاطر آن است كه خداوند مىخواهد مردم يك نوع آزادى عمل توأم با حالت آماده باش دائمى داشته باشند، چرا كه اگر تاريخ قيامت تعيين مىشد هر گاه زمانش دور بود همه در غفلت و غرور و بيخبرى فرو مىرفتند، و هر گاه زمانش نزديك بود ممكن بود آزادى عمل را از دست بدهند و اعمالشان جنبه اضطرارى پيدا كند، و در هر دو صورت هدفهاى تربيتى انسان عقيم مىماند، به همين دليل تاريخ قيامت از همه مكتوم است، همانگونه كه تاريخ شب قدر همان شبى كه فضيلت هزار ماه دارد، و يا تاريخ قيام حضرت مهدى ع.
تعبيرى كه در آيه ١٥ سوره طه آمده إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكادُ أُخْفِيها لِتُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما تَسْعى:" رستاخيز به طور يقين خواهد آمد، من مىخواهم آن را مخفى دارم، تا هر كس در برابر سعى و كوشش خود جزا داده شود" اشاره لطيفى به همين معنى دارد.
در ضمن اينكه آنها تصور مىكردند پيامبر ص كه از رستاخيز خبر مىدهد اگر راست مىگويد بايد تاريخ دقيق آن را نيز بداند اين نهايت اشتباه است، و دليل بر عدم آگاهى آنها از وظيفه نبوت، او تنها مامور ابلاغ بود و بشارت و انذار، اما مساله قيامت مربوط به خدا است و او است كه از تمام جزئيات آن آگاه است و آن قسمتى را كه براى مسائل تربيتى لازم ديده در اختيار پيامبرش گذارده است.
در اينجا سؤالى مطرح است و آن اينكه قرآن در مقام تهديد مخالفان مىگويد:" لحظهاى از موعد مقرر قيامت تاخير نخواهيد كرد" (لا تستاخرون) اما چرا مىگويد لحظهاى نيز مقدم نمىشود اين چه تاثيرى در هدف قرآن دارد؟
در پاسخ بايد به دو نكته توجه داشت: نخست اينكه ذكر اين دو با هم