تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٩ - تفسير نور و ظلمت يكسان نيست!
مورد بحث چهار مثال جالب براى مؤمن و كافر ذكر مىكند كه آثار" ايمان" و" كفر" به روشنترين وجه در آن مجسم شده است:
در نخستين مثال" كافر" و" مؤمن" را به" نابينا" و" بينا" تشبيه كرده مىگويد:" هرگز اعمى و بينا مساوى نيستند" (وَ ما يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ).
ايمان نور است و روشنى بخش، و به انسان در جهان بينى، و اعتقاد، و عمل، و تمام زندگى روشنايى و آگاهى مىدهد، اما كفر ظلمت است و تاريكى، و در آن نه بينش صحيحى از كل عالم هستى است، و نه از اعتقاد درست و عمل صالح خبرى.
قرآن مجيد در آيه ٢٥٧ سوره بقره در همين زمينه حق مطلب را ادا كرده مىگويد:
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ:" خداوند ولى و راهنما و سرپرست مؤمنان است، آنها را از تاريكيها به روشنايى، هدايت مىكند، اما ولى و سرپرست كافران طاغوت است كه آنها را از روشنايى به ظلمتها مىكشاند، آنها اصحاب دوزخند، و جاودانه در آن مىمانند"!
" و نه تاريكها با نور برابرند" (و لا الظلمات و لا النور).
چرا كه تاريكى منشأ گمراهى است، تاريكى عامل سكون و ركود است، تاريكى عامل انواع خطرات مىباشد، اما نور و روشنايى منشأ حيات و زندگى و حركت و جنبش و رشد و نمو و تكامل است كه اگر نور از ميان برود تمام انرژيها در جهان خاموش مىشوند، و مرگ سراسر عالم ماده را فرا مىگيرد، و چنين است نور ايمان در جهان معنى كه عامل رشد و تكامل و سبب حيات و حركت مىباشد.