تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢١ - هيچكس بار گناه ديگرى را بر دوش نخواهد كشيد
مىگيريم.
در حقيقت اين آيه توضيحى است براى آيات قبل كه مىفرمود: ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ ..." اين است خداوند پروردگار شما كه مالكيت و حاكميت در جهان هستى مخصوص او است و ديگران حتى به اندازه پوسته نازك هسته خرما از خود چيزى ندارند".
بنا بر اين انسانها نيازمند به او هستند و نه غير او، و لذا هرگز نبايد سر تعظيم و تسليم بر آستان غير او بگذارند، و رفع نيازمندى خود را از غير او بطلبند، كه آنها نيز همه مانند خودش نيازمند و محتاجند، حتى بزرگداشت پيامبران الهى و پيشوايان حق به خاطر آن است كه فرستادگان و نمايندگان اويند نه اينكه از خود استقلال دارند.
بنا بر اين او هم" غنى" است و هم" حميد" يعنى در عين بىنيازى آن قدر بخشنده و مهربان است كه شايسته هر گونه حمد و سپاسگزارى است، و در عين بخشندگى و بندهنوازى از همگان بىنياز مىباشد.
توجه به اين واقعيت دو اثر مثبت در انسانهاى مؤمن مىگذارد، از يك سو آنها را از مركب غرور و خود خواهى و طغيان پياده مىكند، و به آنها هشدار مىدهد كه چيزى از خود ندارند كه به آن ببالند، هر چه هست امانتهاى پروردگار نزد آنهاست.
و از سوى ديگر دست نياز به درگاه غير او دراز نكنند، و طوق عبوديت غير اللَّه را بر گردن ننهند، از رنگ همه تعلقات آزاد باشند تا همگان غلام همتشان گردند.
مؤمنان با اين ديد و جهان بينى هر چه در عالم مىبينند از پرتو وجود او مىدانند، و هرگز توجه به اسباب آنها را از" مسبب الاسباب" غافل نمىكند.
جمعى از فلاسفه اين آيه را اشاره به برهان معروف" فقر و امكان" يا" امكان