تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٨ - تفسير او شاعر نيست، او انذار كننده زندگان است!
[سوره يس (٣٦): آيات ٦٩ تا ٧٠]
وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ وَ قُرْآنٌ مُبِينٌ (٦٩) لِيُنْذِرَ مَنْ كانَ حَيًّا وَ يَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكافِرِينَ (٧٠)
ترجمه:
٦٩- ما هرگز شعر به او نياموختيم، و شايسته او نيست، اين (كتاب آسمانى) تنها ذكر و قرآن مبين است.
٧٠- هدف اين است كه افرادى را كه زندهاند انذار كند و بر كافران اتمام حجت شود و فرمان عذاب بر آنها مسلم گردد.
تفسير: او شاعر نيست، او انذار كننده زندگان است!
گفتيم در اين سوره بحثهاى زنده و جامعى پيرامون اصول اعتقادى توحيد، معاد، نبوت مطرح شده، و در مقطعهاى متفاوتى سخن را از يكى به ديگرى منتقل مىسازد.
در آيات گذشته بحثهاى مختلفى پيرامون توحيد و معاد مطرح بود، در دو آيه فوق به بحث نبوت باز مىگردد، و يكى از رايجترين اتهاماتى را كه براى پيامبر اسلام ص مطرح مىكردند عنوان كرده پاسخ دندانشكن و آموزنده به آن مىدهد، و آن اتهام شعر و شاعرى است، مىگويد:" ما به او تعليم شعر نداديم و شايسته او نيست كه شاعر باشد" (وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغِي لَهُ).
چرا پيامبر ص را به چنين موضوعى متهم مىكردند در حالى كه او هرگز شعر نسروده بود؟ اين بخاطر آن بود كه جاذبه و نفوذ قرآن در دلها براى همه