تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٩ - تفسير بيزارى معبودان از عابدان
مىكردند، چنان كه در تاريخچه بت پرستى در ميان قوم عرب آمده است كه" عمرو بن لحى" [١] در سفرى كه به شام رفته بود جمعى را در حال بت پرستى ديد از آنها در اين باره سؤال كرد گفتند اينها خدايانى هستند كه به شكل موجودات علوى ساختهايم، از آنها يارى مىجوئيم، و به وسيله آنها تقاضاى باران مىكنيم! عمرو بن لحى اين عمل را پسنديد و از آنها پيروى كرد، و بتى همراه خود براى حجاز به سوغات آورد، و از آن زمان بت پرستى آغاز شد، و گسترش يافت تا اينكه اسلام آمد و آن را ريشه كن ساخت [٢]
ما به هيچوجه با اين گروه ارتباط نداشتهايم،" تنها تو ولى ما هستى نه آنها" (أَنْتَ وَلِيُّنا مِنْ دُونِهِمْ).
" آنها ما را پرستش نمىكردند، بلكه جن را مىپرستيدند و اكثرشان به جنيان ايمان داشتند" (بَلْ كانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَكْثَرُهُمْ بِهِمْ مُؤْمِنُونَ).
در اينكه مفهوم پاسخ فرشتگان چيست؟ در ميان مفسران گفتگو است، و هر يك تفسيرى براى آن كردهاند، اما آنچه نزديكتر به نظر مىرسد اين است كه منظور از" جن" شيطان و ساير موجودات خبيثى است كه بت پرستان را به
[١] عمرو بن لحى از سرشناسان مكه بود (لحى به ضم لام و فتح حاء و تشديد ياء).
[٢] تفسير" روح المعانى" جلد ٢٢ صفحه ١٤٠ (ذيل آيه مورد بحث)- در سيره" ابن هشام" همين معنى با تفاوت مختصرى آمده است، و در آنجا مىخوانيم كه او بت" هبل" را از شام با خود آورد (سيره ابن هشام جلد ١ صفحه ٧٩).