تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٥ - توضيح برهان امكان و وجوب (فقر و غنى)
به سعىها و تلاشهاى او پاداش مىدهد و به گناهان او كيفر.
و از سوى ديگر به شدت مجازات روز رستاخيز اشاره دارد كه احدى حاضر نمىشود بار گناه ديگرى را بر دوش گيرد هر چند فوق العاده به او علاقه داشته باشد.
توجه به اين معنى تاثير زيادى در خودسازى انسانها دارد كه هر كس مراقب خويش باشد، هرگز به بهانه اينكه اطرافيان او يا جامعه او فاسد است تن به فساد ندهد، و آلودگى محيط را مجوزى بر آلودگى خويش نشمرد چرا كه هر كس بار گناه خود را بر دوش مىكشد.
و از سوى ديگر اين درك و ديد را به انسانها مىدهد كه حساب خداوند با جامعهها حساب مجموع و يكپارچه نيست، بلكه هر كسى مستقلا مورد محاسبه قرار مىگيرد، يعنى اگر هم در رابطه با پاكسازى خويشتن و هم مبارزه با فساد انجام وظيفه كرده باشد هيچ ترس و وحشتى بر او نيست هر چند تمام جهانيان غير از او آلوده كفر و شرك و ظلم و گناه باشد.
اصولا هيچ برنامه تربيتى بدون توجه دادن به اين اصل اساسى مؤثر نخواهد افتاد (دقت كنيد).
در جمله دوم همين مساله را به صورت ديگرى مطرح مىكند، مىگويد:
" اگر فرد" سنگين بارى" ديگرى را دعوت به حمل گناهانش كند پاسخ منفى به دعوت او مىدهد و چيزى از گناه و مسئوليت او را حمل نخواهد كرد، هر چند از نزديكان و بستگان او باشد" (وَ إِنْ تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلى حِمْلِها لا يُحْمَلْ مِنْهُ شَيْءٌ وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى) [١]
[١]" مثقلة" به معنى" سنگين بار" است و منظور در اينجا كسى است كه بار گناهان بر دوش مىكشد، و" حمل" (بر وزن شعر) به گفته راغب در مفردات بارى است كه بر پشت حمل مىشود، در مقابل" حمل" (بر وزن حمد) كه بارى است كه بر شكم حمل مىشود مانند" جنين" و يا آبهايى كه در دل ابرها قرار دارد، و يا ميوهاى كه بر درخت است، و چون در آيه مورد بحث، گناه تشبيه به بارى شده كه بر دوش كشيده مىشود حمل به كسر حاء گفته شده.