تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٣ - تفسير مجاهدى جان بر كف!
و از اينجا روشن مىشود اينكه بعضى از مفسران گفتهاند مخاطب در اين جمله همان رسولانى هستند كه از سوى خدا براى دعوت اين قوم آمده بودند و تعبير به" ربكم" و جمله" فاسمعون" را قرينه بر آن گرفتهاند هيچگونه دليلى براى آن در دست نيست.
قرآن سخنى از آن به ميان نمىآورد، ولى از لحن آيات بعد استفاده مىشود كه آنها بر او شوريدند و شهيدش كردند.
آرى سخنان پر شور و هيجانانگيز او كه با استدلالاتى قوى و نيرومند و نكاتى جالب و دلنشين همراه بود در آن قلبهاى سياه و سرهاى پر از مكر و غرور نه تنها اثر مثبتى نگذاشت بلكه چنان آتش كينه و عداوت را در دلهاى آنان برافروخت كه از جا برخاستند و با نهايت قساوت و بى رحمى به جان اين مرد مؤمن شجاع افتادند، به روايتى او را سنگباران كردند و پيكرش را چنان آماج سنگها ساختند كه بر زمين افتاد و جان به جان آفرين تسليم كرد، در حالى كه پيوسته اين سخن را بر لب داشت كه" خداوندا اين قوم مرا هدايت كن كه آنها نمىدانند" [١] و به روايت ديگرى او را زير پاها چنان لگدمال كردند كه روحش به آسمان پرواز كرد [٢] اما قرآن اين حقيقت را با جمله جالب و سربستهاى بيان كرده، مىگويد:
" به او گفته شد وارد بهشت شو" (قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ).
اين تعبيرى است كه در باره شهيدان راه خدا در آيات ديگر قرآن آمده است: وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ
[١]" تفسير قرطبى" ذيل آيات مورد بحث.
[٢] تفسير" مجمع البيان"-" تبيان"-" ابو الفتوح رازى" و غير آن.