تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٣ - نكتهها ارزيابى ارزشها!
" قالُوا أَ نُؤْمِنُ لَكَ وَ اتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ":" آيا ما به تو ايمان بياوريم در حالى كه اراذل به تو ايمان آوردهاند"؟! (سوره شعراء آيه ١١١).
٥- همين ايراد را ثروتمندان مكه به پيامبر اسلام ص كردند كه از چه رو اطراف تو را پا برهنهها گرفتهاند؟ ما حتى از بوى بدن اينها ناراحت مىشويم، اگر آنها را از خود برانى ما در كنار توايم، قرآن در سوره كهف سخت به آنها مىتازد، با شديدترين لحنى آنها را تهديد مىكند، و به پيامبر ص دستور مىدهد: تو بايد با مردانى همنشين باشى كه هر چند تهيدستند اما قلبشان مملو از عشق خدا است و صبح و شام رو به درگاه خدا مىآورند، و جز او كسى را نمىخواهند، اى پيامبر ص با اينها باش و هرگز روى از اينها مگردان" وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ" (كهف- ٢٨).
روى اين جهات نخستين و مهمترين گام اصلاحى انبياء در هم شكستن اين چارچوبههاى ارزشى دروغين بود، آنها با تعليماتشان اين معيارهاى غلط را در هم ريختند، و ارزشهاى اصيل الهى را جانشين آن ساختند و با يك" انقلاب فرهنگى" محور شخصيت را از اموال و اولاد و ثروت و جاه و شهرت قبيله و فاميل به تقوا و ايمان و عمل صالح مبدل ساختند.
نمونه آن را در آيات مورد بحث خوانديم كه بعد از كشيدن خط بطلان بر" اموال" و" اولاد" به عنوان يك وسيله تقرب در پيشگاه الهى و گفتن وَ ما أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِنْدَنا زُلْفى بلافاصله ارزش اصيل را با جمله" إِلَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً" جانشين آن مىكند.
آيه شريفه:" إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ" كه به صورت يك شعار اسلامى درآمده، بعد از نفى ارزشهاى وابسته به قبيله و عشيره بيانگر همين انقلاب فكرى و ارزشى است.