تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤١ - تفسير سرگذشت" اصحاب القريه" براى آنها عبرتى است
اما آنها رسولان ما را تكذيب كردند، لذا براى تقويت آن دو شخص سومى ارسال نموديم، آنها همگى گفتند ما فرستادگان به سوى شما از طرف پروردگاريم" (إِذْ أَرْسَلْنا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُما فَعَزَّزْنا بِثالِثٍ فَقالُوا إِنَّا إِلَيْكُمْ مُرْسَلُونَ [١] به اين ترتيب سه نفر از رسولان پروردگار (دو نفر در آغاز و يك نفر در اثناء براى تقويت آنها) به سوى اين قوم گمراه آمدند.
در اينكه اين رسولان چه كسانى بودند در ميان مفسران گفتگو است، جمعى گفتهاند: نام آن دو نفر" شمعون" و" يوحنا" بود و نام سومين" بولس" و بعضى نامهاى ديگرى براى آنها ذكر كردهاند.
و نيز در اينكه آنها پيامبران و رسولان خداوند بودند و يا فرستادگان حضرت مسيح ع (و اگر خداوند مىفرمايد ما آنها را فرستاديم به خاطر آنست كه رسولان مسيح هم رسولان او هستند) باز در ميان مفسران گفتگو است، هر چند ظاهر آيات فوق موافق تفسير اول است، گرچه تفاوتى در نتيجهاى كه قرآن مىخواهد بگيرد نمىكند.
اگر بنا بود فرستادهاى از طرف خدا بيايد بايد فرشته مقربى باشد نه انسانى همچون ما، و همين را دليل براى تكذيب رسولان و انكار نزول فرمان الهى پنداشتند.
[١] بعضى از مفسران كلمه" اذ" را در اين جا بدل از" اصحاب القريه" دانسته و بعضى آن را متعلق به فعل محذوف يعنى" اذكر" مىدانند.