تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٠ - تفسير او شاعر نيست، او انذار كننده زندگان است!
است كه از زمين به آسمان پرواز مىكند، اما" وحى" مجموعه حقائقى است كه از آسمان به زمين نازل مىگردد، و اين دو خط كاملا متفاوت است! باز در اينجا لازم است براى شاعرانى كه در خط اهداف مقدسى گام بر مىدارند و از عوارض نامطلوب شعر خود را بر كنار مىسازند حساب جداگانهاى باز كنيم، و ارزش مقام و هنر آنها را فراموش نكنيم، ولى به هر حال طبيعت غالب شعر آن است كه گفته شد.
به همين دليل قرآن مجيد در آخر سوره" شعراء" مىگويد: وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ:" شعراء كسانى هستند كه گمراهان از آنها پيروى مىكنند"! سپس در يك عبارت كوتاه و پر معنى به ذكر دليل آن پرداخته چنين مىگويد:
أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ وَ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ ما لا يَفْعَلُونَ:" آيا نديدى كه آنها در هر وادى سرگردانند (همواره غرق پندارها و تشبيهات شاعرانه خويش هستند، تسليم امواج هيجانات و جهشهاى خيالند) و علاوه نمىبينى كه سخنانى مىگويند كه عمل نمىكنند" (سوره شعراء آيه ٢٢٤- ٢٢٦).
البته در پايان همان آيات نيز شاعران با ايمان و صالح را كه هنرشان در مسير اهدافشان است استثناء مىكند و به آنها ارج مىنهد و حسابشان را از ديگران جدا مىسازد.
ولى به هر حال پيامبر نمىتواند شاعر باشد، و هنگامى كه مىگويد: خدا به او تعليم شعر نداده، مفهومش اين است كه از شعر بر كنار است، چرا كه همه تعليمات به ذات پاك خدا بر مىگردد.
جالب اينكه در تواريخ و روايات كرارا نقل شده كه هر وقت پيامبر اسلام ص مىخواست به شعرى تمثل جويد، و آن را شاهد سخن قرار دهد، آن را در هم مىشكست تا بهانهاى به دست دشمن نيفتد، چنان كه روزى پيامبر ص مىخواست اين شعر معروف عرب را بخواند: