تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٣ - توضيح برهان امكان و وجوب (فقر و غنى)
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه چرا در آيه فوق تنها سخن از انسانها و نياز آنان به اللَّه است؟ در حالى كه اين فقر جنبه عمومى در عالم هستى دارد.
پاسخ اين است كه اگر انسان كه گل سر سبد موجودات اين جهان است سر تا پا نياز به او است حال بقيه موجودات روشن است و به تعبير ديگر بقيه نيز در علت فقر كه همان امكان وجود باشد با انسان شريكند.
سخن از خصوص انسان به خاطر اين است كه هدف اين بوده كه انسان را از مركب غرور پياده سازد و به نيازش در همه حال و در همه چيز و در همه جا به خدا توجه دهد، همان توجهى كه ريشه اصلى صفات فضيله و ملكات اخلاقى است، همان توجهى كه رمز تواضع، ترك ظلم و ستم، ترك غرور و كبر و نخوت، و ترك بخل و حرص و حسد است، و انگيزه تواضع در برابر حق مىباشد.
در آيه بعد براى تاكيد همين فقر و نياز انسانها به او مى فرمايد" اگر بخواهد شما را مىبرد و خلق جديدى را مىآورد" (إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَ يَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ).
بنا بر اين او نيازى به شما و عبادتتان ندارد و اين شما هستيد كه به او نيازمنديد.
اين آيه نظير مطلبى است كه در سوره انعام آمده، آنجا كه مىفرمايد:
وَ رَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَ يَسْتَخْلِفْ مِنْ بَعْدِكُمْ ما يَشاءُ كَما أَنْشَأَكُمْ مِنْ ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ:" پروردگار تو بى نياز و مهربان است اگر بخواهد شما را مىبرد و به جاى شما هر كس را بخواهد جانشين مىسازد، همانگونه كه شما را از نسل اقوام ديگرى به وجود آورد" (انعام- ١٣٣).
او نه نيازى به طاعت شما دارد و نه بيمى از گناهانتان و در عين حال رحمت واسعه او همه شما را در بر گرفته است نه از ميان رفتن تمام جهان چيزى از عظمت او مىكاهد و نه آفرينش اين عالم چيزى بر مقام كبريايى او افزوده.