تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٣ - تفسير تو مبعوث براى همه جهانيان هستى!
لى الارض طهورا و مسجدا، و احل لى المغنم و لا يحل لاحد قبلى، نصرت بالرعب فهو يصير امامى مسيرة شهر، و اعطيت الشفاعة فادخرتها لامتى يوم القيامة:
" پنج چيز خداوند به من مرحمت فرموده- و اين را از روى فخر و مباهات نمىگويم (بلكه بعنوان شكر نعمت مىگويم)- من به تمام انسانها از سفيد و سياه مبعوث شدم و زمين براى من پاك و پاك كننده و همه جاى آن مسجد و معبد قرار داده شده، غنيمت جنگى براى من حلال است در حالى كه براى هيچكس قبل از من حلال نشده بود، من به وسيله رعب و وحشت در دل دشمنان يارى شدهام (و خداوند رعب ما را در دل خصم ما افكنده) بطورى كه در پيشاپيش من به اندازه يك ماه راه طى طريق مىكند، و مقام شفاعت به من داده شده و من آن را براى امتم در قيامت ذخيره كردهام" [١] گرچه در حديث فوق تصريحى به تفسير آيه نشده، ولى احاديث ديگرى در اين زمينه داريم كه يا در آن تصريح به تفسير آيه شده، و يا تعبير للناس كافة كه همان تعبير آيه فوق است آمده [٢] و همگى نشان مىدهد كه آيه فوق ناظر به جهانى بودن دعوت پيامبر ص مىباشد تفسير ديگرى كه براى آيه ذكر شده از معنى دوم كف به معنى منع گرفته شده است طبق اين تفسير" كافه" صفت پيامبر مىشود [٣] و منظور اين است: خداوند پيامبر را به عنوان يك" بازدارنده" براى انسانها از كفر و معصيت و گناه فرستاده است، ولى تفسير اول نزديكتر به نظر مىرسد.
به هر حال از آنجا كه انسانها همه داراى غريزه جلب نفع و دفع ضرر
[١]" تفسير مجمع البيان" ذيل آيات مورد بحث، اين حديث در" در المنثور" نيز از ابن عباس نقل شده است.
[٢]" تفسير نور الثقلين" جلد ٤ صفحه ٢٥٥ و ٢٢٦.
[٣] گاهى" تاء" به اسم فاعل ملحق مىشود و معنى مبالغه را مىرساند نه تانيث مانند" راويه".