تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٧ - ترجمه
ترجمه:
٢٠- مردى (با ايمان) از نقطه دور دست شهر با شتاب فرا رسيد، گفت: اى قوم من! از فرستادگان خدا پيروى كنيد.
٢١- از كسانى پيروى كنيد كه از شما اجرى نمىخواهند و خود هدايت يافتهاند.
٢٢- من چرا كسى را پرستش نكنم كه مرا آفريده است؟ و همگى به سوى او بازگشت مىكنيد.
٢٣- آيا غير از او معبودانى را انتخاب كنم كه اگر خداوند رحمان بخواهد زيانى به من برساند شفاعت آنها كمترين فايدهاى براى من ندارد و مرا (از مجازات او) نجات نخواهند داد.
٢٤- اگر چنين كنم من در گمراهى آشكارى خواهم بود.
٢٥- (به همين دليل) من به پروردگارتان ايمان آوردم، به سخنان من گوش فرا دهيد.
٢٦- (سرانجام او را شهيد كردند و) به او گفته شد وارد بهشت شو گفت اى كاش قوم من مىدانستند.
٢٧- كه پروردگارم مرا آمرزيده و از گرامى داشتگان قرار داده است.
٢٨- ما بعد از او بر قوم او هيچ لشكرى از آسمان نفرستاديم و هرگز سنت ما بر اين نبود.
٢٩- فقط يك صيحه آسمانى بود! ناگهان همگى خاموش شدند!! ٣٠- افسوس بر اين بندگان كه هيچ پيامبرى براى هدايت آنها نيامد مگر اينكه او را استهزاء مىكردند.