تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤١ - تفسير اگر كور دلان ايمان نياورند عجب نيست
چنان نبود كه آنها از كيفر الهى مصون بمانند، و دائما به تكذيبهاى خود ادامه دهند،" سپس، كافران را گرفتم و سخت و مجازات كردم (ثُمَّ أَخَذْتُ الَّذِينَ كَفَرُوا) [١] جمعى را گرفتار طوفان ساختيم، گروهى را گرفتار تندباد ويرانگر، و جمعى را به وسيله صيحه آسمانى و صاعقه و زلزله در هم كوبيديم! سپس در پايان براى تاكيد و بيان عظمت و شدت مجازات آنها مىگويد:
" مجازات من نسبت به آنها چگونه بود"؟! (فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ).
اين درست به آن مىماند كه شخصى عمل مهمى را انجام مىدهد و بعد از حاضران سؤال مىكند كار من چگونه بود؟
به هر حال اين آيات از يك سو به تمام رهروان راه اللَّه و مخصوصا رهبران و پيشوايان راستين هر امتى در هر عصر و زمان دلدارى و دلگرمى مىدهد كه از نغمههاى مخالف دلسرد و مايوس نشوند، و بدانند دعوتهاى الهى هميشه با مخالفتهاى شديد از سوى متعصبان لجوج و سودجويان ستمگر مواجه بوده، و در عين حال طالبان دلسوز و عاشقان پاكبازى نيز بودهاند كه در كنار داعيان راه حق جانفشانى مىكردند.
و از سوى ديگر تهديدى است براى اين مخالفان لجوج كه بدانند براى هميشه نمىتوانند به اعمال ننگين و مخرب خود ادامه دهند، دير يا زود كيفرهاى الهى دامانشان را خواهد گرفت.
[١]" اخذت" از ماده" اخذ" به معنى گرفتن است، ولى در اين موارد كنايه از مجازات است، زيرا گرفتن و دستگير كردن مقدمه مجازات مىباشد.