تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٩ - تفسير گفتار و كردار پاك و صالح به سوى خدا مىرود!
آيا چنين كسى اميد نجات براى او هست [١] سپس قرآن به بيان علت تفاوت اين دو گروه پرداخته مىافزايد" خداوند هر كس را بخواهد گمراه مىكند و هر كس را بخواهد هدايت مىنمايد".
(فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ).
اگر گروه اول اعمال زشتشان در نظرشان تزيينى شده اين نتيجه اضلال الهى است، اوست كه اين خاصيت را در تكرار اعمال زشت قرار داده كه نفس انسان به آن خو مىگيرد و عادت مىكند و همرنگ و هماهنگ آن مىشود.
و اوست كه به مؤمنان پاكدل چشمانى نافذ و بينا، و گوشهايى شنوا براى درك حقايق آن چنان كه هست مىبخشد.
روشن است اين مشيت الهى توأم با حكمت اوست و به هر كس آنچه لايق هست آن مىدهد.
لذا در پايان آيه مىفرمايد" مبادا بر اثر شدت تاسف و حسرت بر وضع آنها جان خود را از دست دهى" (فَلا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَراتٍ).
اين تعبير همانند تعبيرى است كه در آيه ٣ سوره شعراء آمده است، لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ" گويى مىخواهى جان خود را از دست دهى كه ايمان نمىآورند" [٢] تعبير به" حسرات" كه به اصطلاح" مفعول لاجله" براى جمله قبل
[١] از اينجا روشن شد كه آيه جملهاى در تقدير دارد كه ممكن است چنين باشد" كمن ليس كذلك ... كمن يحاسب نفسه و يرى القبيح قبيحا ... هل يرجى له صلاح و متاب.
[٢] براى آيه فوق تفسير ديگرى نيز ذكر كردهاند و آن اينكه منظور اين است كه پيامبر از شدت آزارها و مخالفتهاى آنان ناراحت نشود چرا كه خداوند اعمال آنها را به خوبى مىداند و به موقع از آنها انتقام مىگيرد.