تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠ - تفسير تمدن درخشانى كه بر اثر كفران بر باد رفت!
بزرگ صحرايى [١] ولى از همه مناسبتر همان معنى اول است و در تفسير على بن ابراهيم نيز روى آن تكيه شده است.
سپس قرآن وضع بازپسين اين سرزمين را چنين توصيف مىكند:" ما دو باغ وسيع و پر نعمت آنها را به دو باغ بى ارزش با ميوههاى تلخ و درختان بى مصرف" شورهگز" و اندكى از درخت سدر مبدل ساختيم" (وَ بَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَواتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَ أَثْلٍ وَ شَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ).
" اكل" به معنى هر گونه ماده خوراكى است.
" خمط" (بر وزن عمد) به معنى گياه تلخ است.
" اثل" (بر وزن اصل) به معنى درخت" شوره گز" است.
و به اين ترتيب بجاى آن همه درختان خرم و سرسبز، مشتى درخت بيابانى وحشى و بسيار كم ارزش كه شايد مهمترين آنها همان درخت سدر بود كه آن هم به مقدار كم در ميان آنها وجود داشت باقى ماند (تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل، كه چه بر سر آنها و سرزمين آبادشان آمد؟).
ممكن است بيان اين سه نوع درخت كه در آن سرزمين ويران باقى ماند اشاره به سه گروه مختلف بوده باشد كه بخشى از اين درختان زيانبخش بود، و بعضى بى مصرف، و بعضى بسيار كم منفعت بود.
اما براى اينكه تصور نشود اين سرنوشت مخصوص به اين گروه بود، بلكه
[١]" لسان العرب" ماده" عرم".