تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٤ - ١- از كار افتادن ابزار شناخت!
خوب فكر كنيد كسى كه داراى چنين اوصافى است چه كارى از او ساخته است؟ چه چيزى مىفهمد؟ چه چيزى مىتواند ببيند؟ و چگونه مىتواند گام بردارد؟ و چنين است حال مستكبران خود خواه و خودبين، و مقلدان كور و كر، و متعصبان لجوج در برابر چهره حقايق!
گفتار تو هر قدر نافذ، و وحى آسمانى هر قدر مؤثر باشد، تا در زمينه آماده وارد نشود تاثير نخواهد گذاشت، اگر هزاران سال آفتاب عالمتاب بر شورهزار بتابد، و بارانهاى پر بركت بر آن نازل شود و نسيم بهارى مرتبا از آن بگذرد محصولى جز خس و خاشاك نخواهد داشت كه قابليت قابل در كنار فاعليت فاعل شرط است.
نكتهها:
١- از كار افتادن ابزار شناخت!
انسان براى اينكه بتواند از عالم بيرون وجود خود آگاه شود از وسائل و ابزارى بهره مىگيرد كه به آن ابزار شناخت گفته مىشود.
قسمتى از آنها" درون ذاتى" هستند، و قسمتى" برون ذاتى" عقل و خرد و و جدان و فطرت از ابزار شناخت درون ذات است، و حواس ظاهرى انسان همچون بينايى و شنوايى و مانند آن ابزار شناخت برون ذاتند.
اين وسائل خداداد اگر مورد بهرهبردارى صحيح قرار گيرند روز به روز قويتر و نيرومندتر مىشوند، و بهتر و دقيقتر حقايق را نشان مىدهند.