تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٥ - تفسير مجاهدى جان بر كف!
داد و در صف گراميان جاى داد" (بِما غَفَرَ لِي رَبِّي وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ) [١] اى كاش چشم حق بينى داشتند، چشمى كه با حجابهاى ضخيم و سنگين جهان مادى محجوب نگردد، و آنچه را در پشت اين پرده است ببينند يعنى تا اينهمه نعمت و اكرام و احترام خدا را بنگرند و بدانند در مقابل اهانتهاى آنها خداوند چه لطفى در حق من فرموده است، اى كاش مىديدند و ايمان مىآوردند اما افسوس! در حديث آمده است كه پيغمبر گرامى اسلام ص فرمود:
انه نصح لهم فى حياته و بعد موته
" اين مرد با ايمان هم در حال حيات خود خير خواه قوم خويش بود و هم بعد از مرگ آرزوى هدايت آنها را داشت" [٢] جالب توجه اينكه او نخست تكيه بر موهبت غفران الهى مىكند، سپس بر اكرام، چرا كه نخست بايد با آب مغفرت روح و جان انسان از آلودگى گناهان پاك گردد و چون پاك شد بر بساط قرب و اكرام الهى جاى گيرد.
اين نكته نيز قابل دقت است كه اكرام و احترام و بزرگداشت الهى گرچه نصيب بسيارى از بندگان مىشود، و اصولا" تقوى" و" اكرام" دوش به دوش هم پيش مىروند إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ (حجرات- ١٣) ولى" اكرام" به طور كامل و بدون هيچگونه قيد و شرط در قرآن مجيد در باره دو گروه آمده است: نخست" فرشتگان مقرب خدا" كه قرآن در باره آنها مىگويد: بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ:" آنها بندگان گرامى خدايند كه در سخن بر او پيشى نمىگيرند و فرمانش را به كار مىبندند" (انبيا- ٢٧)
[١] در اينكه" ما" در جمله" بِما غَفَرَ لِي رَبِّي" ما مصدريه يا موصوله يا استفهاميه است؟ سه احتمال داده شده است، ولى احتمال استفهاميه بودن بعيد به نظر مىرسد، و در ميان دو احتمال ديگر احتمال موصوله بودن اقرب است، هر چند از نظر معنى تفاوت چندانى نمىكند.
[٢]" تفسير قرطبى" جلد ٨ صفحه ٥٤٦٤.