تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢ - ٤- شكرگزاران واقعى اندكند
انسان را احاطه كرده آن قدر زياد است كه قابل شماره و احصا نيست، چنان كه قرآن مىگويد وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها (ابراهيم- ٣٤) روشن مىشود چرا شكر به مفهوم واقعيش در برابر تمام نعمتها به گونهاى كه همه را بدون استثنا در طريق بندگى خدا كه نعمتها براى آن آفريده شده است به كار گيرد كمتر يافت مىشود.
به تعبير ديگر، و به گفته بعضى از مفسران بزرگ،" شكر مطلق" اين است كه انسان همواره به ياد خدا باشد بى هيچگونه فراموشى، و در راه او گام بردارد بدون هيچگونه معصيت، و اطاعت فرمان او كند خالى از هر گونه سر پيچى، و مسلم است كه اين اوصاف در كمتر كسى جمع مىشود، و اينكه بعضى اصولا آن را محال پنداشتهاند بى اساس است، و دليل بر عدم آشنايى آنها به اين مفاهيم و اين مراحل از عبوديت است [١] گاه گفته مىشود: اداى حق شكر پروردگار از يك نظر بسيار مشكل است، زيرا همين كه انسان در مقام شكر بر مىآيد و اين توفيق نصيبش مىگردد و وسائل شكرگزارى در اختيارش قرار مىگيرد خود نعمت تازهاى است كه نياز به شكر مجددى دارد، و اين موضوع به صورت تسلسل ادامه مىيابد، و هر چه انسان تلاش بيشتر در طريق شكر او مىكند مشمول نعمت افزونترى مىگردد كه قادر بر شكر آن نيست! ولى با توجه به اينكه يكى از طرق اداى حق شكر الهى همان اظهار عجز از اداى شكر اوست روشن مىشود كه قليلى از بندگان پروردگار- همانگونه كه قرآن بيان فرموده به راستى در اين مسير قرار مىگيرند.
توجه به احاديث زير مىتواند در اين بحث به قدر كافى روشنگر باشد:
در حديثى از امام صادق ع مىخوانيم:" كسى پرسيد آيا شكر پروردگار
[١]" تفسير الميزان" جلد ٤ صفحه ٣٨.