تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧ - ١- ماجراى عجيب قوم سبا
و هوس را مهار مىكنند و در برابر معاصى پرقدرتند، و به خاطر شكرگزاريشان در طريق اطاعت خدا آماده و بيدارند به همين دليل به خوبى عبرت مىگيرند، اما آنها كه بر مركب هوا و هوس سوارند و به مواهب الهى بى اعتنا، چگونه مىتوانند از اين ماجراها عبرت گيرند؟!
نكتهها:
١- ماجراى عجيب قوم سبا
به طورى كه از قرآن و روايات اسلامى و همچنين تواريخ استفاده مىشود آنها جمعيتى بودند كه در جنوب جزيره عربستان مىزيستند، داراى حكومتى عالى و تمدنى درخشان بودند.
خاك يمن گسترده و حاصلخيز بود، اما على رغم اين آمادگى، چون رودخانه مهمى نداشت از آن بهره بردارى نمىشد، بارانهاى سيلابى در كوهستانها مىباريد، و آبهاى آن در دشتها به هدر مىرفت، مردم با هوش اين سرزمين به فكر استفاده از اين آبها افتادند، و سدهاى زيادى در نقاط حساس ساختند كه از همه مهمتر و پر آب تر سد" مارب" بود.
مارب (بر وزن مغرب) شهرى بود كه در انتهاى يكى از اين درهها قرار داشت، و سيلهاى عظيم كوههاى" صراة" از كنار آن مىگذشت، در دهانه اين دره و دامنه دو كوه" بلق" سد عظيم و نيرومندى بنا كردند، و مجارى مختلف آب در آن ايجاد كرده بودند، به قدرى ذخيره آب پشت سد زياد شد كه با استفاده از آن توانستند باغهاى بسيار زيبا، و كشتزارهاى پر بركت در دو طرف مسير رودخانهاى كه به سد منتهى مىشد ايجاد كنند.
همانگونه كه گفتيم قريههاى آباد اين سرزمين تقريبا به هم متصل بود، و سايههاى گسترده درختان دست به دست هم داده بود، آن قدر ميوههاى فراوان