تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٣ - تفسير گفتار و كردار پاك و صالح به سوى خدا مىرود!
به دنبال اين بحث توحيدى به اشتباه بزرگ مشتركان كه عزت خويش را از بتها مىخواستند، و ايمان آوردن به پيامبر ص را مايه پراكندگى مردم از دور خود مىديدند و مىگفتند:" إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدى مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنا"" اگر هدايت را با تو پذيرا شويم دشمنان نيرومند ما را از اين سرزمين مىربايند" (قصص- ٥٧).
اشاره كرده مىفرمايد:" كسانى كه عزت مىخواهند از خدا بطلبند چرا كه تمام عزت از آن خداست" (مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً).
" عزت" به گفته" راغب" در" مفردات" در اصل آن حالتى است كه انسان را مقاوم و شكست ناپذير مىسازد، به زمينهاى صلب و محكم نيز به همين جهت عزاز (بر وزن اساس) مىگويند.
از آنجا كه تنها ذات پاك اوست كه شكست ناپذير است، و گر نه همه مخلوقات به حكم محدوديتشان قابل شكستند، لذا تمام عزت از آن اوست، و هر كس عزتى كسب مىكند از بركت درياى بىانتهاى اوست.
در حديثى از انس نقل شده كه پيامبر ص فرمود:
ان ربكم يقول كل يوم انا العزيز، فمن اراد عز الدارين فليطع العزيز!:
" پروردگار شما همه روز مىگويد: منم عزيز و هر كس عزت دو جهان خواهد بايد اطاعت عزيز كند"!.
در حقيقت انسان آگاه بايد آب را از سرچشمه بگيرد، كه آب زلال و فراوان آنجاست، نه از ظروف كوچك و مختصرى كه هم محدود است و هم آلوده، و در دست اين و آن مىباشد.
در حالات امام حسن بن على ع مىخوانيم كه در ساعات آخر عمرش هنگامى كه يكى از ياران به نام" جنادة بن ابى سفيان" از او اندرز خواست نصايح ارزنده و مؤثرى براى او بيان فرمود كه از جمله اين بود:
و اذا اردت عزا بلا عشيرة و هيبة