تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٨ - سر آغاز" قلب قرآن"
قرار داشت كه از انسان با نيروى بشرى امكان پذير نيست، بعلاوه سوابق زندگى شخص پيامبر چنان بود كه نشان مىداد مرد امانت و صداقت است، نه دروغ و مكر و تزوير، اين امور قرائن زندهاى مىشود بر اينكه او فرستاده خدا است، و آيات فوق در حقيقت اشارهاى به هر دو مطلب است، بنا بر اين سوگند و ادعاى فوق هرگز بىدليل نيست.
از اين گذشته از نظر فن مناظره، براى نفوذ در دلهاى منكران لجوج هر قدر عبارات محكمتر و قاطعتر و توأم با تاكيد بيشتر مطرح شود اين افراد را بيشتر تحت تاثير قرار مىدهد.
باز سؤال ديگرى مطرح مىشود كه چرا مخاطب را در اين جمله شخص پيامبر ص قرار داده است نه مشركان، و نه عموم مردم؟
پاسخ اينكه هدف اين بوده كه تاكيد كند تو بر حقى و بر صراط مستقيمى خواه آنها بپذيرند و خواه نپذيرند، به همين دليل در رسالت سنگين خود كوشا باش، و از عدم قبول مخالفان كمترين سستى به خود راه مده.
[١] در اينكه" ما" در آيه فوق نافيه است يا غير آن، احتمالات مختلفى داده شده است، بسيارى از مفسران آن را" نافيه" گرفتهاند و ما هم در تفسير فوق بر همين معنى تكيه كرديم، زيرا اولا جمله" فهم غافلون" گواه بر اين معنى است، چون عدم وجود انذار كننده سبب غفلت مىگردد، آيه ٣ سوره سجده نيز شاهد بر آن است، آنجا كه مىگويد: لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أَتاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ" هدف آن است كه قومى را انذار كنى پيش از تو انذار كنندهاى براى آنها نيامده است شايد هدايت شوند".
بعضى" ما" را موصوله دانستهاند كه مفهوم جمله اين مىشود:" آنها را به همان چيزى انذار مىكنى كه پدرانشان به آن انذار شدند، و بعضى احتمال دادهاند كه ما مصدريه باشد و معنى جمله چنين مىشود: تا انذار كنى قومى را به همان انذار كه پدرانشان شدند ولى اين دو احتمال ضعيف است.