تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٥ - تفسير سرگذشت" اصحاب القريه" براى آنها عبرتى است
به اين حقيقت واقف خواهيد شد" (قالُوا طائِرُكُمْ مَعَكُمْ أَ إِنْ ذُكِّرْتُمْ).
اگر بدبختى و تيره روزى و حوادث شوم محيط جامعه شما را فرا گرفته، و بركات الهى از ميان شما رخت بربسته، عامل آن را در درون جان خود، در افكار منحط و اعمال زشت و شومتان جستجو كنيد، نه در دعوت ما، اين شما هستيد كه با بت پرستى و هوا پرستى و بيدادگرى و شهوترانى فضاى زندگى خود را تيره و تار كرده، و بركات خدا را از خود قطع كردهايد.
جمعى از مفسران جمله" أَ إِنْ ذُكِّرْتُمْ" را اشاره به مطلب مستقلى دانستهاند و گفتهاند مفهومش اين است كه آيا اگر پيامبران الهى بيايند و شما را تذكر دهند و انذار كنند جزايش اين است كه آنها را تهديد به عذاب و مجازات كنيد، و وجودشان را شوم پنداريد، آنها براى شما نور و هدايت و خير و بركت به ارمغان آوردهاند، آيا پاسخ چنين خدمتى آن تهديدها و سخنان زشت است [١] و سرانجام آخرين سخن اين فرستادگان پروردگار به آنان اين بود كه" شما گروهى اسرافكار و متجاوزيد" (بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ).
درد اصلى شما همان اسراف و تجاوزگرى شما است، اگر توحيد را انكار كرده، به شرك روى مىآوريد، دليل آن اسراف و تجاوز از حق است، و اگر جامعه شما گرفتار سرنوشت شوم شده است سبب آن نيز اسراف در گناه و آلودگى به شهوات است، بالآخره اگر در برابر خير خواهى خير خواهان آنها را تهديد به مرگ مىكنيد اين نيز به خاطر تجاوزگرى شما است! پيرامون ماجراى تاريخى اين رسولان و محل وقوع اين حوادث بعد از تفسير آيات باقيمانده اين داستان مشروحا سخن خواهيم گفت.
[١] به هر حال جزاى" جمله شرطيه" محذوف است، و در تقدير چنين است" ا إن ذكرتم قابلتمونا بهذه الامور- يا- أ إن ذكرتم علمتم صدق ما قلنا.