تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٩ - تفسير از باطل كارى ساخته نيست!
شرائطى نيز از ناحيه آنان ضرورى است كه مهمترين آنها ترتيب مقدمات براى استفاده از اين امكانات است.
و به تعبير ديگر: پيروزى حق بر باطل نه تنها در جنبههاى مكتبى و منطقى و هدفى، بلكه در جنبههاى اجرايى بر دو اساس قرار دارد" فاعليت فاعل" و" قابليت قابل" و اگر بر اثر عدم تحقق قابليتها در مرحله اجرا به پيروزى نرسد دليل بر عدم پيروزى آن نيست.
چنان كه قرآن فى المثل مىگويد: ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ:" مرا بخوانيد تا دعاى شما را اجابت كنم" (مؤمن- ٦٠) اما مىدانيم اجابت دعا بى قيد و شرط نيست چنانچه شرائطش حاصل شود اجابتش قطعى است، و در غير اين صورت نبايد انتظار اجابت داشت، شرح اين معنى در ذيل آيه ١٨٦ سوره بقره (جلد اول صفحه ٦٣٩) آمده است.
اين درست به آن مىماند كه طبيب حاذقى را بر بالين بيمارى حاضر كنيم، مىگوئيم اسباب نجات تو فراهم شد، و هر گاه دارو را براى او آماده كرديم مىگوئيم مشكل تو ديگر حل شده است، در حالى كه همه اينها مقتضى است نه علت تامه، بيمار بايد از دارو استفاده كند شرائط طبيب را به كار بندد، و پرهيزهاى لازم را فراموش نكند، تا شفا عينيت خارجى پيدا كند (دقت كنيد).
تفسير نمونه ؛ ج١٨ ؛ ص١٤٩
* سپس براى اينكه روشن سازد كه آنچه مىگويد از سوى خداست، و هر هدايتى از ناحيه اوست، و در وحى الهى هرگز خطايى رخ نمىدهد، مىافزايد:
بگو: اگر من گمراه شوم از ناحيه خويشتن گمراه مىشوم، و اگر هدايت يابم به وسيله آنچه پروردگارم به من وحى مىكند هدايت مىيابم (قُلْ إِنْ ضَلَلْتُ فَإِنَّما أَضِلُّ عَلى نَفْسِي وَ إِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِما يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي) [١]
[١] در اينكه چرا در جمله اول" على" آورده (على نفسى) و در جمله دوم" با" (فَبِما يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي) بعضى از مفسران گفتهاند هر يك از اين دو جمله محذوفى دارد كه به قرينه ديگرى حذف شده، و در تقدير چنين بوده: ان ضللت فانما اضل نفسى و ان اهتديت فانما اهتدى لنفسى بما يوحى الى ربى (دقت كنيد) (تفسير روح المعانى ذيل آيه مورد بحث).