تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٨ - تفسير از باطل كارى ساخته نيست!
جمع است، و" شرك" و كفر، ضلالت، ظلم و گناه، وسوسههاى شيطانى، و ابداعات طاغوتى همه در معنى" باطل" درج است.
و در حقيقت اين آيه شبيه آيه ٨١ سوره اسراء است كه مىفرمايد: وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً:" بگو حق آمد و باطل از ميان رفت، چرا كه باطل از بين رفتنى است".
در روايتى از ابن مسعود چنين آمده كه پيامبر ص وارد مكه شد در حالى كه در اطراف خانه خدا ٣٦٠ بت بود، با چوبى كه به دست داشت يك يك از بتها را فرو مىانداخت و مىفرمود
جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً جاء الحق و ما يبدئ الباطل و ما يعيد
[١]
در اينجا سؤالى مطرح است و آن اينكه: آيه فوق مىگويد: با ظهور حق" باطل" رنگ باخته شده و به كلى ابتكار را از دست داده، با اينكه ما مىبينيم هنوز باطل جولان دارد، و بسيارى از مناطق را زير سيطره خود قرار داده است؟
در پاسخ بايد به اين نكته توجه داشت كه اولا با ظهور حق و آشكار شدن آن، باطل يعنى شرك و كفر و نفاق و آنچه از آن سرچشمه مىگيرد، بىرنگ مىگردد، و اگر به حيات خود ادامه دهد از طريق زور و ظلم و فشار خواهد بود، و گرنه نقاب از صورتش برداشته شده، و چهره كريه آن بر جويندگان حق آشكار گشته، و منظور از آمدن حق و محو شدن باطل همين است.
ثانيا: براى تحقق حكومت حق و زوال حكومت باطل در پهنه جهان علاوه بر امكاناتى كه از سوى خداوند در اختيار بندگان قرار داده شده، وجود
[١] تفسير مجمع البيان جلد ٨ صفحه ٣٩٧.