تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٧ - توضيح برهان امكان و وجوب (فقر و غنى)
(إِنَّما تُنْذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ).
تا در دلى خوف خدا نباشد، و در نهان و آشكار احساس مراقبت يك نيروى معنوى بر خود نكند، و با انجام نماز كه قلب را زنده مىكند و به ياد خدا مىدارد به اين احساس درونى مدد نرساند، انذارهاى انبياء و اولياء بىاثر خواهد بود.
در آغاز كار كه انسان هيچ عقيدهاى را انتخاب نكرده و ايمان نياورده اگر روح حقجويى و حقطلبى نداشته باشد و احساس مسئوليت در برابر شناخت واقعيتها نكند، گوش به دعوت انبياء فرا نخواهد داد، و در آيات پروردگار در جهان هستى نمىانديشد! در جمله چهارم باز به اين حقيقت بر مىگردد كه خدا از همگان بىنياز است و مىافزايد:" هر كس پاكى و تقوى پيشه كند نتيجه اين پاكى به خود او باز مىگردد" (وَ مَنْ تَزَكَّى فَإِنَّما يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ).
و سرانجام در پنجمين و آخرين جمله هشدار مىدهد كه اگر نيكان و بدان به نتائج اعمال خود در اين جهان نرسند مهم نيست چرا كه" بازگشت همگى به سوى خدا است" و سرانجام حساب همه را خواهد رسيد! (وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ).