تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣ - ٤- شكرگزاران واقعى اندكند
حدى دارد كه اگر انسان به آن حد برسد شاكر محسوب شود؟ فرمود: آرى سؤال كرد: چگونه؟ فرمود:
يحمد اللَّه على كل نعمة عليه فى اهل و مال، و ان كان فيما انعم عليه فى ماله حق اداه:
خدا را بر تمام نعمتهايش چه در خانواده و چه در اموال حمد و ستايش كند، و اگر در اموالى كه به او داده حقى باشد ادا نمايد" [١] در حديث ديگرى از همان امام مىخوانيم:
شكر النعمة اجتناب المحارم:
" شكر نعمت پرهيز از گناه است" [٢] و نيز در حديث ديگرى از همان حضرت ع آمده است كه فرمود:
فيما اوحى اللَّه عز و جل الى موسى: يا موسى! اشكرنى حق شكرى، فقال يا رب! و كيف اشكرك حق شكرك و ليس من شكر اشكرك به الا و انت انعمت به على؟ قال يا موسى! الان شكرتنى حين علمت ان ذلك منى!:
" خداوند متعال به موسى وحى كرد اى موسى! حق شكر مرا بجاى آور، عرض كرد: چگونه حق شكر تو را بجا آورم در حالى كه هر شكرى بجا آورم بخاطر آن نعمت تازهاى به من دادهاى؟ فرمود: اى موسى الان شكر مرا بجاى آوردى، چون مىدانى همين توفيق نيز از من است"! [٣] توجه به اين نكته نيز لازم است كه تشكر و قدردانى از كسانى كه وسيله نعمتى براى انسان هستند نيز شعبهاى از شكر خداست، چنان كه امام سجاد على بن الحسين ع مىفرمايد:" روز قيامت كه مىشود خداوند متعال به بعضى از بندگانش مىگويد: آيا شكر فلان كس را بجاى آوردى عرض مىكند: پروردگارا! من شكر تو را بجاى آوردم، خداوند مىفرمايد: چون شكر او را بجا نياوردى شكر مرا بجا نياوردهاى"!.
[١] و [٢] " اصول كافى" جلد ٢" باب الشكر" حديث ١٢ و حديث ١٠.
[٣]" اصول كافى"" باب الشكر" حديث ٢٧.