تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٧ - روزى كه زبان از كار مىافتد و اعضاء گواهى مىدهند!
(اسيران خدا در زمين) ذكر شدهاند [١] به هر حال جمله" ا فلا يعقلون" هشدار عجيبى در اين زمينه مىدهد، و به انسانها مىگويد: اگر اين قدرت و توانايى كه داريد عاريتى نبود به اين آسانى از شما گرفته نمىشد، بدانيد دست قدرت ديگرى بالاى سر شماست كه بر هر چيز تواناست.
تا به آن مرحله نرسيدهايد خود را دريابيد، و پيش از آنكه نشاط و زيبايى به پژمردگى مبدل گردد از اين چمن گلها بچينيد، و توشه راه طولانى آخرت را از اين جهان برگيريد، كه در فصل ناتوانى و پيرى و درماندگى هيچكارى از شما ساخته نيست! و لذا يكى از پنج چيزى را كه پيامبر ص به ابو ذر توصيه فرمود همين بود كه دوران جوانى را قبل از پيرى غنيمت بشمار:
اغتنم خمسا قبل خمس: شبابك قبل هرمك، صحتك قبل سقمك، و غناك قبل فقرك، و فراغك قبل شغلك و حياتك قبل موتك:
" پنج چيز را قبل از پنج چيز غنيمت بشمر، جوانيت را قبل از پيرى، و سلامتت را قبل از بيمارى، و بىنيازيت را قبل از فقر، و زندگيت قبل از مرگ، و فراغت خاطر را قبل از گرفتارى" [٢] يا به گفته شاعر:
|
چنين گفت روزى به پيرى جوانى |
كه چون است با پيريت زندگانى؟ |
|
|
بگفتا در اين نامه حرفى است مبهم |
كه معنيش جز وقت پيرى ندانى! |
|
|
تو به كز توانايى خويش گويى |
چه مى پرسى از دوره ناتوانى |
|
|
متاعى كه من رايگان دادم از كف |
تو گر مى توانى مده رايگانى! |