تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٨ - تفسير وارثان حقيقى ميراث انبياء
است تكميل مىكند.
مىفرمايد:" آنچه از كتاب بر تو وحى فرستاديم حق است، و آنچه را در كتب پيشين آمده تصديق مىكند، خداوند نسبت به بندگانش آگاه و بينا است" (وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ إِنَّ اللَّهَ بِعِبادِهِ لَخَبِيرٌ بَصِيرٌ).
با توجه به اينكه حق به معنى چيزى است كه با واقعيت منطبق و هماهنگ است، اين تعبير دليلى است براى اثبات اين مقصود كه اين كتاب آسمانى از سوى پروردگار نازل شده، زيرا هر چه بيشتر در محتواى آن دقت مىكنيم آن را با واقعيتها هماهنگتر مىبينيم.
تناقضى در آن وجود ندارد، دروغ و خرافهاى در آن ديده نمىشود، اعتقادات و معارف آن هماهنگ با منطق عقل است، و تواريخش خالى از اسطورهها و افسانهها، و قوانينش موافق با نيازمنديهاى انسانها، اين حقانيت دليل روشنى است بر اينكه از سوى خدا نازل شده است.
در اينجا براى تبيين موقعيت قرآن از كلمه" حق" استفاده شده، در حالى كه در آيات ديگرى از قرآن از كلمه" نور"،" برهان"،" فرقان"،" ذكر"،" موعظه" و" هدى" استفاده گرديده است كه هر كدام ناظر به يكى از بركات قرآن و ابعاد آن است و كلمه حق جامع همه آنهاست.
" راغب" در" مفردات" مىگويد: اصل" حق" به معنى مطابقت و موافقت است، و اين كلمه بر چند معنى اطلاق مىشود:
" نخست" كسى كه چيزى را بر اساس حكمت ايجاد مىكند، و به همين دليل به خداوند حق گفته مىشود فَذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُ (يونس- ٣٢).
" دوم" به چيزى كه بر اساس حكمت ايجاد شده نيز حق گفته مىشود، و چون عالم هستى فعل خدا است و موافق با حكمت، تمام آن حق است، چنان كه قرآن