ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١١
که این کار رسما به صورت یک شغل و کار و کسب درآمده و عنوان اجرت و
مزد بگیرد پیدا کرده است . یعنی همان موضوعی که همه انبیاء به نقل قرآن
کریم در موارد متعدده ، از آن امتناع میکردند در میان ما جاری و معمول
است . بدیهی است به حکم قانون مسلم عرضه و تقاضای هر چیزی که جزء مسائل
اقتصادی قرار گرفت و از قبیل عرضه داشتن کالا برای فروش شد تابع میل و
خواسته مصرف کننده است نه تابع مصلحت وی .
اگر کالائی که همه طبقات دیگر برای فروش وارد میکنند فقط به خاطر
مصلحت وارد میشوند میتوان فرض کرد که وعظ و تبلیغهای حرفهای ما نیز در
جهت مصالح اسلام و مسلمین صورت میگیرد [١] .
من منکر وجود خطبای صالح و مصلحت اندیش و خدمات گرانبهائی که انجام
داده و میدهند نیستم ، و هم طرفدار این نظر نیستم که یکباره وضع موجود
عوض گردد و ترتیب دیگری داده شود ، بلکه طرفدار این نظر هستم که خود
سازمان روحانیت گروهی خطیب و واعظ با برنامه صحیح تربیت کند و زندگی
آنها را اداره کند و آنها مزد و اجری از رسالت خود نخواهند . این عده
خواهند توانست آزاد بیندیشند ، وابستگی نداشته
[١] مرحوم حاجی نوری علیه الرحمة در کتاب " لؤ لؤ و مرجان " در این موضوع بحث کردهاند . مولوی در جلد دوم مثنوی میگوید :
| هر نبی میگفت با قوم از صفا |
| من نخواهم مزد پیغام از شما |
| گر ترازو را طمع بودی به مال |
| راست کی گفتی ترازو وصف حال |
| گر طمع در آینه برخاستی |
| در نفاق آن آینه چون ماستی |
رجوع شود به گفتارهای " خطابه و منبر " در همین کتاب .