ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٣
علی ( ع ) ، عمار و ابن تیهان و ذوالشهادتین و امثال اینها را محییست
پیغمبر میخواند . سنت یعنی دین . دین ، قرآن و سنت است . اینها ماخذ
دین هستند .
در نهجالبلاغه راجع به وجود مقدس حجة بن الحسن عجل الله تعالی فرجه
تعبیراتی هست که یک جملهاش که الان یادم هست اینست : " « و یحیی
میت الکتاب و السنة » " [١] زنده میکند قرآن و سنت مرده را . قرآنی
که در میان مردم میمیرد و سنتی که میمیرد ، زنده میکند . این ، تعبیر علی
( ع ) است نه تعبیر من : او میآید زنده میکند . وجود مقدس ثامن الائمه
به یکی از شیعیان میفرماید : " « احیوا امرنا » " امر ولایت ما را زنده
کنید . او عرض میکند : چگونه ما میتوانیم احیاء کنیم ؟ دستور میدهد که
حقایق سخنان ما را ، محاسن کلام ما را ، سیرت ما را ، حقایق ما را برای
مردم بگوئید و تشریح بکنید . این زنده کردن کار ما است .
پس این ، دور نیست . اشکال ندارد که ما محیی دین باشیم و وظیفه داشته
باشیم محیی دین باشیم در عین اینکه دین مایه حیات ما است ، و بزرگترین
مایه حیات ما است . این اولا .
و ثانیا در عنوان این سخنرانی نگفتیم احیاء دین ، که اگر هم گفته بودیم
همانطوری که عرض کردم اشکال نداشت . ولی نه ، ما این مقدار جسور نیستیم
، گفتیم " احیاء فکر دینی " یعنی زنده کردن طرز تفکر خود ما .
دین زنده است و هرگز نمیمیرد ، یعنی آن حقیقت دین قابل مردن
[١] نهجالبلاغه ، خطبه . ١٣٦