ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٠
و از مسائل اصولی صرف نظر کند ، و یا طوری نسبت به این مسائل اظهار نظر
کند که با کمال تأسف علامت تأخر و منسوخیت اسلام به شمار رود و وسیله به
دست دشمنان اسلام بدهد .
افسوس که این آفت عظیم دست و پاها را بسته است و اگر نه کاملا روشن
میشد که اسلام در هر عصر و زمانی واقعا تازه است « لا تفنی غرائبه و لا
تنقضی عجائبه » [١] معلوم میشد که حتی عمیقترین سیستمهای اجتماعی قرن
ما قادر نیست با آنچه اسلام آورده رقابت کند .
روحانیت عوام زده ما چارهای ندارد از اینکه همواره سکوت را بر منطق ،
سکوت را بر تحرک ، نفی را بر اثبات ترجیح دهد ، زیرا موافق طبیعت
عوام است .
حکومت عوام ، منشأ رواج فراوان ریا و مجامله و تظاهر و کتمان حقایق و
آرایش قیافه و پرداختن به هیکل و شیوع عناوین و القاب بالا بلند در
جامعه روحانیت ما شده که در دنیا بینظیر است . حکومت عوام است که
آزاد مردان و اصلاح طلبان روحانیت ما را دلخون کرده و میکند [٢] .
[١] نهج البلاغه ، خطبه ١٥٠ : [ غرائب آن تمام نمیشود و شگفتیهای آن از بین نمیرود ] . [٢] مرحوم ملک الشعراء بهار قصیده مستزادی دارد در مذمت و شکایت از عوام . میگوید :
| از عوام است هر آن بد که رود بر اسلام |
| داد از دست عوام |
| کار اسلام زغوغای عوام است تمام |
| داد از دست عوام |
| ز آنچه پیغمبر گفته است و در او نیست شکی |
| نپذیرند یکی |
| وحی منزل شمرند آنچه شنیدند ازمام |
| داد از دست عوام |
| عاقل اربسمله خواند به هوایش نچمند |
| همچو غولان برمند |
| غول اگر قصد کند گرد شوند از در و بام |
| داد از دست عوام |
| عاقل آن به که همه عمر نیارد به زبان |
| نام این بیادبان |
>