ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٢
واقع و حقیقت باشد ، شما به آن کسی که علم و حکمت را از او فرا میگیرید
کار نداشته باشید .
بلی یک وقت هست که آدمی در درست بودن و صحیح بودن مطلب تردید دارد
. در اینگونه موارد کسانی که اهل تشخیص نیستند نباید به سخن هرکس گوش
کنند ، باید دقت کنند که تحت تأثیر و تلقین چه کسی هستند . اگر در این
جهت دقت نکنند بسا هست که از آن راه گمراه شوند . ولی یک وقت هست
که معلوم است که حرف طرف درست است ، مثلا واقعا یک کشف علمی در طب
، یا در طبیعی ، یا غیر اینها ، مسلم است که درست است . میفرماید در
این صورت بروید یاد بگیرید . در احادیث ما از زبان حضرت مسیح عیسی بن
مریم ( ع ) نقل شده که فرمود : « خذوا الحق من اهل الباطل و لا تأخذوا
الباطل من اهل الحق ، کونوا نقاد الکلام » [١] . یعنی حق را بگیرید و
بپذیرید ولو از اهل باطل ، اما باطل را هرگز نگیرید و نپذیرید ولو از اهل
حق . خودتان صراف سخن و سخنشناس باشید .
به هر حال این سلسله احادیث ، قید و محدودیت را درباب علم از لحاظ
صرف ارتباط ، یعنی از لحاظ کسانی که یک نفر مسلمان علم خود را از آنها
فرا میگیرد برداشته است . زیرا ممکن است یک وظیفهای از این نظر محدود
باشد . مثلا نماز جماعت را باید به یک نفر اقتداء کرد ، اما شرط دارد ،
شرطش این است که مسلمان باشد ، مؤمن باشد ، عادل باشد . اما در تعلیم و
تعلم هیچیک از این شرطها منظور نشده .
[١] بحارالانوار ، ج ٢ ص . ٩٦