ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٨
کنید از لحاظ معانی خیلی ساده و بسیط میبینید ، اما همینکه میرسید به اسلام ، یکمرتبه یک جهش میبینید . خطبههائی و کلماتی از دوره جاهلیت از اکثم بن صیفی و ازقس بن ساعده ایادی خطیب معروف عرب نقل شده است . وقتی نگاه میکنید میبینید خیلی بسیط است . همینکه وارد میشوید به اسلام خطابههای رسول اکرم را میبینید میبینید طور دیگری است ، معانی دیگری در کار آمده است ، معارفی هست ، معنویتی هست ، مسائل اجتماعی هست ، حکمتهای بزرگ است ، مسائل اخلاقی هست ، و اینها در خطابههای جاهلیت وجود نداشته است . اسلام در هر سه قسمت تأثیر کرد بدیهی است وقتی که قرآن کریم خود نمونه اعجاز بیان و فصاحت و بلاغت باشد و بیان را یکی از بزرگترین نعمتهای الهی بشمارد : " « الرحمن ٠ علم القرآن ٠ خلق الانسان ٠ علمه البیان »و وقتی که در اولین آیات نازل بر پیغمبر از قلم و کتابت و نویسندگی نام ببرد : « اقرأ باسم ربک الذی خلق ٠ خلق الانسان من علق ٠ اقرأ و ربک الاکرم ٠ الذی علم بالقلم ٠ علم الانسان ما لم یعلم » خواه ناخواه هم در خطابه و بیان تحول به وجود میآید و هم فن کتابت رایج و شایع میگردد . بیجهت نبود که مسلمین ، علوم زبان و بالاخص علم فصاحت و بلاغت را با قواعد مخصوصش ابتکار و ابداع کردند . به علاوه شخص رسول اکرم و همچنین علی علیه السلام اول خطیب به شمار میروند . فعلا مجال نیست که به عنوان نمونه ، از کلمات آنها چیزی بخوانم و مخصوصا با کلمات عرب جاهلی مقایسه کنم .