ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٦
خطابه از آن جهت که یک هنر و یک فن است و هنر و فن معمولا میتواند اثر اجتماعی داشته باشد و عامل اجتماعی به شمار رود ، یک فکر و یک عقیده را تقویت و یا تضعیف کند ، از بزرگترین عوامل اجتماعی به شمار میرود . هیچ هنری به اندازه هنر خطابه نمیتواند اثر اجتماعی داشته باشد . اگر از این نظر به خطابه نگاه کنیم رابطه هنر خطابه با اسلام مثل بسیاری از هنرها و صناعات دیگر است . در اسلام همان طوری که حجارها و حجاریها پیدا شده ، آینه کارها و آینهکاریها پیدا شده ، کاشی کارها و کاشیکاریها پیدا شده ، معمارها و معماریها پیدا شده است ، همین طور اسلام در دامن خودش خطبای بسیار زبر دست پرورش داده است که بسیاری به نام خطیب معروف میباشند . شما در کتب رجال و تراجم ، اشخاص زیادی را میبینید که به نام " خطیب " معروف بودهاند ، یکی به نام خطیب رازی ، یکی به نام خطیب مصری ، یکی به نام خطیب دمشقی ، یکی به نام خطیب تبریزی ، یکی به نام خطیب حصفکی . اینها همه مردمی بودهاند که شهرتشان در زمان خودشان و زمانهای بعد به عنوان سخنسرا بوده است . خوشبختانه امروز هم ما خطبای دینی بزرگ داریم . مرحوم سید جمالالدین اسد آبادی علاوه بر سایر فضائل ، یک خطیب زبردستی بود ، خطابههائی در مصر انشاء . میکرد که مردم را منقلب میکرد ، میگریانید ، مردم را بر حال خودشان میگریانید نه بر چیز دیگر . اسلام خطبای بزرگی در دامن خود پرورش داده و این هم خودش تاریخچهای دارد . همین قدر خواستم اشارهای کرده باشم . فرصت بیشتر از این نیست . به هر حال از این نظر رابطه خطابه با اسلام مثل رابطه سایر