ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٤
مرده از خود حسین زنده برای او و امثال او کمتر مزاحم نیست . چون ائمه دین در اثر همین توصیه و دستورها نگذاشتند حسین بن علی بمیرد ، به صورت یک فکر ، به صورت یک ایده ، به صورت یک عقیده مبارزه با ظلم ، حسین را زنده نگه داشتند . متوکل هم در حساب خودش خوب حساب کرده بود ، حساب کرده بود بلکه بتواند این فکر را و این ذکر را و این ایده را و این عقیده را از بین ببرد ، و الا خیلی هم آدم عاقلی بود ، آدم مقدس مابی هم بود ، هیچ عقده روحی و شخصی نداشت درباره حسین بن علی ، ولی میدید حسین با همین مرثیه خوانیها به صورت یک مکتب درآمده است که دیگر متوکل نمیتواند متوکل باشد . باز هم ما داستانها داریم . اگر کسی در این زمینه جمعآوری بکند و ببیند مرثیههای مرثیه خوانهای سیدالشهداء تا آن وقتی که از تعلیمات ائمه پیروی میکردند چه نقشی در اجتماع داشت مورد اعجاب خواهد بود . پس اگر این دو چیز دانسته بشود - و باید دانسته بشود - میتوان از همین عزاداریها استفادههای خوب برد . این را هم بگویم : با همه نقائصی که الان در کار است خوشبختانه مردم ، احساساتی بسیار پاک و احساساتی واقعی نسبت به سیدالشهداء سلام الله علیه دارند . بعضی از اشخاص که البته نیت سوء ندارند ، چون میبینند از این قضیه سوء استفاده میشود عقیدهشان این شده که باید به کلی این قضیه از بین برود ، میگویند مردم که گریه میکنند به علت اینست که شنیدهاند گناهانشان به این گریهها بخشیده میشود و الا گریه نمیکردند . نه آقا این اشتباه است . واقعا اینطور نیست . مگر میشود مردم را با تطمیع گریاند ؟ ! اگر این جور است شما بیایید به یک عده مردم