ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩
تأسف کرد که پا در کفش و سر در کلاه و تن در پیراهن زندانی شده و آرزوی
آزاد شدن اینها را از این زندانها کرد ؟ ! آیا میتوان گفت خانه و مسکن
داشتن محدودیت است و منافی آزادی است ؟ !
تقوا هم برای روح مانند خانه است برای زندگی ، و مانند جامه است برای
تن . اتفاقا در قرآن مجید از تقوا به جامه تعبیر شده . در سوره مبارکه
اعراف آیه ٢٦ بعد از آنکه نامی از جامههای تن میبرد میفرماید :« و لباس
التقوی ذلک خیر ». یعنی تقوا که جامه روح است بهتر و لازمتر است .
آنوقت میتوان نام محدودیت روی چیزی گذاشت که انسان را از موهبت و
سعادتی محروم کند ، اما چیزی که خطر را از انسان دفع میکند و انسان را از
مخاطرات صیانت میکند ، او مصونیت است نه محدودیت ، و تقوا چنین چیزی
است . تعبیر به مصونیت یکی از تعبیرات امیرالمؤمنین است . در یکی از
کلماتش میفرماید : « الا فصونوها و تصونوا بها » . [١] یعنی تقوا را
حفظ کنید و به وسیله تقوا برای خود مصونیت درست کنید .
امیرالمؤمنین تعبیری بالاتر از این هم دارد که نه تنها تقوا را محدودیت
و مانع آزادی نمیداند بلکه علت و موجب بزرگ آزادی را تقوای الهی
میشمارد . در خطبه ٢٢٨ میفرماید : « فان تقوی الله مفتاح سداد ، و ذخیره
معاد ، و عتق من کل ملکة ، و نجاه من کل هلکة ، بها ینجح الطالب ، و
ینجو الهارب و تنال الرغائب » . یعنی تقوا کلید درستی و اندوخته روز
قیامت است ، آزادی است از قید هر رقیت ، نجات است از هر بدبختی .
به وسیله
[١] نهجالبلاغه ، خطبه . ١٨٩