ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٨
اگر پیروی نکنیم معنایش اینست که از ردیف علوم خارج است . پیشنهادهای مفید و لازم دیگری هم داشتم که وقت گذشت و نمیتوانم ذکر کنم ، زیرا در حدود سه ربع ساعت دیگر وقت میگیرد ، و میدانم راه بعضی از آقایان دور است تا به منزل برسند . آیهای که در طلیعه سخن خواندم این آیه کریمه بود « فلولا نفر من کل فرقة منهم طائفة لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون ». این آیه کریمه صریحا دستور میدهد که گروهی از مسلمین میبایست در دین تفقه کنند و دیگران را از تفقه خود بهرهمند سازند . تفقه از ماده " فقه " است . معنای فقه ، مطلق فهم نیست ، بلکه فهم عمیق و بصیرت کامل به حقیقت یک چیز را فقه میگویند . " راغب " در " مفردات " میگویند : الفقه هو التوصل الی علم غائب بعلم شاهد . یعنی فقه اینست که از یک امر ظاهر و آشکار ، به یک حقیقت مخفی و پنهان پی برده شود . در تعریف تفقه میگویند : تفقه اذا طلبه فتخصص به . یعنی طلب کرد چیزی را و در آن تخصص پیدا کرد . این آیه به مسلمانان میگوید که در فهم دین سطحی نباشند ، عمیق فکر کنند ، به معنا و روح دستورها پی برند . این آیه کریمه مدرک اجتهاد و فقاهت است ، و همین آیه کریمه سند پیشنهادهای ما است . همچنان که به حکم این آیه کریمه ، بساط اجتهاد و تفقه در اسلام پهن شده است ، به حکم همین آیه باید این بساط گستردهتر شود ، به ضرورتها بیشتر توجه شود ، شورای فقهی عملا وارد کار شود ، تکرویها منسوخ گردد ، رشتهها تخصصی شود تا فقه ما راه تکامل خود را ادامه دهد .