ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٠
رشتههای مختلف علوم از تفسیر و تاریخ و حدیث و فقه و اصول و فلسفه و کلام و ادبیات و حتی طب و ریاضی ، جامع و متنوع بود و در دورههای اخیر تدریجا به محدودیت گرائیده است و به اصطلاح در گذشته به صورت جامع و دانشگاه بود و اخیرا به صورت کلیه و دانشکده فقه درآمده و سایر رشتهها از رسمیت افتاده است ؟ چرا افراد بیکار و مزاحم و علف هرزه در محیط مقدس روحانیت زیاد است به طوری که یک زعیم روحانی مجبور است برای آب دادن یک گل ، خارها و علف هرزهائی را هم آب بدهد ؟ چرا اساسا در میان ما سکوت و سکون و تماوت و مردهوشی ، بر حریت و تحرک و زنده صفتی ترجیح دارد و هر کس بخواهد مقام و موقع خود را حفظ کند ناچار زبان در کام میکشد و پای در دامن میپیچد ؟ چرا برنامههای تحصیلی ما مطابق احتیاجات تنظیم نمیشود ؟ چرا تصنیف و تألیف و نشریه و مجله به قدر کافی نداریم ؟ چرا بازار القاب و عناوین و ژست و قیافه و آراستن هیکل در میان ما اینقدر رایج است و روز به روز معالاسف زیادتر و رایجتر میگردد ؟ چه رمزی در کار است که زعماء صالح و روشنفکر ما همینکه در رأس کارها قرار میگیرند قدرت اصلاح از آنها سلب میگردد و مثل اینست که اندیشههای قبلی خود را فراموش میکنند و . . . پس از پارهای گفتگوها سخن از علت اساسی مشکلات به میان آمد . قرار شد که هر کس نظر خود را درباره علت اساسی این مشکلات اظهار کند . هر کدام چیزی گفتند ، این بنده نیز نظر خود را گفت ، ولی یکی از دوستان نظری ابراز داشت که من نظر او را بر نظر خودم و سایر نظرها ترجیح دادم و اکنون نیز بر همان عقیدهام . او گفت علت اصلی و