ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٧
است . این حدیث به عین این عبارت بود " « ان الله یبعث لهذه الامة علی رأس کل مائة سنة من یجدد لها دینها » " . از نظر سند این حدیث ، آن کسی که از رسول اکرم ( ص ) این حدیث را نقل کرده است " ابو هریره " است ، همان وضع و کذاب معروف . در سایر افرادی که از ابوهریره نقل کردهاند موفق نشدم تحقیقی بکنم که آنها چه جور اشخاصی هستند . بنابراین حدیثی است که راوی و ناقل آن ابو هریره است . این وضع سند این حدیث . آیا این حدیث قطع نظر از سندش از لحاظ متن و مضمون ، تطبیق میکند با تاریخ یا نه ؟ یعنی اگر راستی ما در تاریخ اسلام بگردیم واقعا همین جور است ؟ در سر هر صد سال یک احیاء فکر دینی صورت گرفته است ؟ یا به تعبیر آن حدیث یک تجدیدی در دین شده است ؟ میبینیم با تاریخ هم جور در نمیآید . ولی از آن طرف بعضی از علماء اهل تسنن نشستهاند و حساب کردهاند یعنی حساب تراشیدهاند که در اول قرن دوم فلان کس ، در اول قرن سوم فلان کس ، در اول قرن چهارم فلان کس دین را تجدید و احیاء کرده است . عجیبتر اینست که بعضی علماء شیعه هم - بجای اینکه بگویند این حدیث از ابوهریره و بیاعتبار است و با تاریخ هم تطبیق نمیکند پس باید دور بیندازیم و اگر از پیغمبر اکرم ( ص ) بود در اخبار اهل بیت هم اثری از آن پیدا میشد - آنرا مسلم پنداشته و به حساب تراشی پرداختهاند . من نمیدانم چقدر مضمون این حدیث با روحیهها موافق بوده و خوشایند آمده است که در عین ضعف سند و ضعف مضمون ، بعضی از علماء شیعه نشستهاند و حساب کردهاند یعنی حساب تراشیدهاند و گفتهاند مصداق این حدیث در اول قرن دوم